الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
141
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
به خانه ديگرى جايز است و بيرون رفتن او براى كارهاى ضرورى و غير آن در صورتى كه مفسدهاى بر آن مترتب نباشد اشكال ندارد ولى سزاوار است بلكه احوط است كه شبها را در خانه محل سكونت خود بسر برد و بيرون رفتن او در روز باشد و براى شب برگردد به خانه محل سكونت و اگر بعد از نصف شب بيرون رود يا بعد از ظهر و براى عصر برگردد اشكال ندارد . « 1 » سؤال 292 . دخترى شوهر كرده و شوهر از عقب با او نزديكى كرده فعلًا طلاقش را گرفته به طلاق خلع آيا مىشود در طلاقنامه عده را مسكوت گذاشت و فقط بنويسند كه نامبرده باكره است براى اينكه اگر عده را ذكر كنند ايهام بوجود مىآيد ؟ جواب : در فرض مذكور مىشود فقط طلاق را ذكر كنند و بر كسى واجب نيست كه اسرار ديگران را فاش كند بلكه جايز هم نيست اگر موجب هتك است ذكر شود . سؤال 293 . هر گاه در ازدواج موقت يكى از اسباب طلاق حاكم محقق گردد ( مثلًا زوج مفقود الاثر شده و يا زوجه مواجه با عسر و حرج گردد و شوهر نيز حاضر به بخشيدن مدت نباشد ) آيا زن مىتواند از دادگاه تقاضاى فسخ متعه را با بخشيدن مدت باقيمانده بنمايد ؟ ( خصوصاً در صيغههاى دراز مدت - مانند 99 ساله - ) جواب : در مورد متعه در صورتى كه زوج مفقود الاثر باشد مثل مورد عقد دائم نيست تا حاكم بتواند با شرايطى كه در مورد عقد دائم گفته شده مدتش را ببخشد چون رواياتى كه دلالت دارد بر جواز طلاق حاكم در مورد خصوص طلاق است كه نسبت به عقد دائم تصور دارد نه غير آن . و اما در صورتى كه مفقود بودن زوج موجب حرج و ضرر شود
--> ( 1 ) و قد استدل فى الجواهر ( ج 32 ، ص 277 ) بروايات ( فى الوسائل ، فى باب 29 و 33 و 34 من ابواب العدد ) يدل الصحيح أو الموثق منها على جواز خروج المعتدة عدة الوفاة من بيتها مطلقاً و بعض الروايات يدل على النهى عن الخروج و هى مع الغمض عن سندها لا تدل الا على الكراهة جمعاً بينها و بين غيرها و يمكن أن يقال ان الكراهة أيضاٌ ممنوعة على فرض عدم كونها فى مظان الفتنة .